نیمه ی گمشده

دلتنگ که میشم حتما یه سری به آرشیو فیلم های قدیمیم میزنم !

همسفر(گوگوش) صددرصد یکی از اوناست

 بیتا.ممل آمریکایی.....

پ.ن یک

وقتی همزمان با فیلم منم دیالوگاشو میگم 

پ.ن دو

باید بی کسی هامو باور کنی نگو خنده داره به دادم برس

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هشتم مرداد 1393ساعت 1:54 توسط فریده| |

چون نهالی سست می لرزد

روحم از سرمای تنهایی

می خزد در ظلمت قلبم

وحشت دنیای تنهایی

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 23:15 توسط فریده| |

یه آقایی گاهی کنار خیابون کتابهای قدیمی می فروشه کتاب " چمدان " از " بزرگ علوی" رو خریدم

 

 

پ.ن

دلم میخواد چمدونم و ببندم و برم...

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 23:34 توسط فریده| |

بـاز آ کـه در فـراق تــو چـشـم امـیـدوار
چـون گـوش روزه دار بـر الله اکـبـر سـت . . .


" سعدی "

نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 21:10 توسط فریده| |

 

بعد از 14 سال دوباره  به اتاق کودکی هام برگشتم..به اتاق قصه های پدرم قصه دختر شاه پریون...قصه هایی که همیشه شاد بودن و پایان خوشی داشتن اتاق خاطراتم خاطرات شب های زیبا ی کودکی ،اتاق شیطنت ها و بوسه و بغل ها.. و قصه خواستن های مکرر اما افسوس که قصه گویش رفت و کتاب قصه رو بست.

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 23:23 توسط فریده| |

دانلود فیلم با لینک مستقیم

گاه به این می اندیشم که دوری مرا از یادت ببرد وقت رفتن باید بیشتر نبودنم را بو می کشیدی تا خاطراتمان یادت نرود این دنیا زود فراموشی می گیرد!

فینگل نوشت

شبنم گفت رسیدیم و تو خیلی خوشحالی ! حالا کشوری هستی  که برات ارزش قائل هستن و تو رو اذیت نمی کنن تو اونجا دیگه آزادی ..آزادی که هر جا دلت میخواد با شبنم بری بدون ترس .ترس از اینکه بخوان تو رو بگیرن و به جرم وفاداریت آزارت بِدن...فینگیل ِ سفرهای خوش همیشه شاد باش و رها....

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 2:31 توسط فریده| |

عکس های خفن

چمدانت را می بندی

و انگار...

تمام خاطراتت 

در گوشه گوشه این شهر جا می ماند !

 

شبنمم رفت...رفیق خاطرات خوش رفیق روزای تنهایی رفیق خنده های از ته دل رفیق سفرهای دقیقه های نود رفیق پایه تمومه خواسته های من.....رفت و باز من موندم و تنهایی و چشمی که باید بالکن خونه شو تماشا کنه وقتی که دیگه نیست ! کاش ویزات هیچ وقت نمیومد!!!

 

 

نوشته شده در جمعه نهم خرداد 1393ساعت 23:31 توسط فریده| |

ﺻﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ
ﺻﺪ ﺭﺍﻩ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻡ
ﯾﺎ ﺭﺍﻩ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ
ﯾﺎ ﻧﺎﻣﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻧﯽ

"ﻣﻮﻻﻧﺎ"


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 1:20 توسط فریده| |

از تمام مردم این شهر تو را پرسیده ام !


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دوم خرداد 1393ساعت 1:21 توسط فریده| |

تبادل لینک رایگان

هر چه بیشتر در مورد مردم یاد می گیرم بیشتر به سگم علاقه مند میشوم "مارک تواین "



نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 21:16 توسط فریده| |


نگه داشتن دم ماهی و دل زن از دشوارترین کارهاست ... 



 " آرتور شوپنهاور "


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 23:22 توسط فریده| |


از خانه پدر رفته
تنها به سفر رفته
این‌جا همه دلتنگیم
صبر همه سر رفته
برگرد پدر برگرد
ای‌ رفته سفر برگرد
برخیز و برای ما
سوغات بخر برگرد
وقتی که پدر دور است
هم خانه ما کور است
هم جان همه این‌جا
پژمرده و بی‌نور است
الان یکی در زد
یک دفعه دلم پر زد
گفتم پدرم آمد
ماه از دل شب سر زد
اما تو نبودی آه
شب ماند و نیامد ماه
آن روز خوشم، آن روز
که تو برسی از راه


"محمود کیانوش"

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 19:23 توسط فریده| |


Design By : Night Skin