نیمه ی گمشده

 

گفتم تو را رها کنم و زندگی کنم

اما چه توبه ها که درین آرزو شکست

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 14:53 توسط فریده| |

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 1:2 توسط فریده| |

بیا باز فریب بخوریم

تو فریب ِ حرفهای مرا و

من فریب ِ نگاه تو را

مگر زندگی چه می خواهد به ما بدهد

که تو از من چشم برداری و

من نگویم

که دوستت دارم !


شهاب مقربین

پ.ن

دوست جانمان (شبنم) اینجا رو میخونه 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مرداد 1393ساعت 23:44 توسط فریده| |

....


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مرداد 1393ساعت 20:34 توسط فریده| |

اگر آیی به جانت وا نوازم

وگر نایی ز هجرانت گدازم

بیا دردی که داری بر دلم نه

بمیرم یا بسوزم یا بسازم

 

بابا طاهر

نوشته شده در شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت 21:25 توسط فریده| |

دلتنگ که میشم حتما یه سری به آرشیو فیلم های قدیمیم میزنم !

همسفر(گ.و.گ.وش) صددرصد یکی از اوناست

 ب.ی.تا...م.م.ل آم.ر.ی.ک.ا.یی.....

پ.ن یک

وقتی همزمان با فیلم منم دیالوگاشو میگم 

پ.ن دو

باید بی کسی هامو باور کنی نگو خنده داره به دادم برس

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هشتم مرداد 1393ساعت 1:54 توسط فریده| |

عکس های خفن

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 4:5 توسط فریده| |

چون نهالی سست می لرزد

روحم از سرمای تنهایی

می خزد در ظلمت قلبم

وحشت دنیای تنهایی

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 23:15 توسط فریده| |

یه آقایی گاهی کنار خیابون کتابهای قدیمی می فروشه کتاب " چمدان " از " بزرگ علوی" رو خریدم

 

 

پ.ن

دلم میخواد چمدونم و ببندم و برم...

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 23:34 توسط فریده| |

بـاز آ کـه در فـراق تــو چـشـم امـیـدوار
چـون گـوش روزه دار بـر الله اکـبـر سـت . . .


" سعدی "

نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 21:10 توسط فریده| |

 

بعد از 14 سال دوباره  به اتاق کودکی هام برگشتم..به اتاق قصه های پدرم قصه دختر شاه پریون...قصه هایی که همیشه شاد بودن و پایان خوشی داشتن اتاق خاطراتم خاطرات شب های زیبا ی کودکی ،اتاق شیطنت ها و بوسه و بغل ها.. و قصه خواستن های مکرر اما افسوس که قصه گویش رفت و کتاب قصه رو بست.

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 23:23 توسط فریده| |

دانلود فیلم با لینک مستقیم

گاه به این می اندیشم که دوری مرا از یادت ببرد وقت رفتن باید بیشتر نبودنم را بو می کشیدی تا خاطراتمان یادت نرود این دنیا زود فراموشی می گیرد!

فینگل نوشت

شبنم گفت رسیدیم و تو خیلی خوشحالی ! حالا کشوری هستی  که برات ارزش قائل هستن و تو رو اذیت نمی کنن تو اونجا دیگه آزادی ..آزادی که هر جا دلت میخواد با شبنم بری بدون ترس .ترس از اینکه بخوان تو رو بگیرن و به جرم وفاداریت آزارت بِدن...فینگیل ِ سفرهای خوش همیشه شاد باش و رها....

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 2:31 توسط فریده| |


Design By : Night Skin